X
تبلیغات
ریاضیات


 

نوشته شده توسط معلم ریاضی در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 ساعت 13:40 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط معلم ریاضی در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 ساعت 13:36 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط معلم ریاضی در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 ساعت 13:34 موضوع | لینک ثابت


گفتاری از امام رضا

ده گفتار از امام رضا (ع)

 

1. همانا خاموشي (كنترل زبان) دري از درهاي حكمت است، و موجب جلب دوستي ميشود، و راهنماي هرگونه نيكي است.

2. براي انسان سزاوار نيست كه عطر و بوي خوش را در هر روز ترك كند، اگر در هر روز بر آن دست نيافت، يك روز در ميان، و اگر يك روز در ميان نيز به آن دست نيافت در هر هفته، از بوي خوش بهره مند شود و آن را ترك ننمايد.

3. دوست هر انساني، عقل اوست، و دشمن هر انساني، ناداني اوست.

4. دوستي با مردم نيمي از عقل است.

5. همانا خداوند قيل و قال ( كشمكش لفظي بي مورد)، و تباه نمودن ثروت، تقاضا كردن بسيار را دشمن دارد.

6. كار نيك و كوشش در انجام عبادت را به خاطر تكيه بر حبّ آل محمد(ص) رها نسازيد.

7. مومن تا سه خصلت نداشته باشد مومن حقيقي نيست كه عبارتند از: 1- سنتي از پروردگارش. 2- سنتي از پيغمبرش. 3- سنتي از امامش، اما سنت خدا پرده پوشي است... اما سنت پيامبرش خوشرفتاري و مدارا با مردم است... و اما سنت امامش، صبر كردن در سختي و پريشاني است.

8. كسي كه به روزي اندك از خداوند خشنود باشد، خداوند از او به عمل كم، خشنود خواهد شد.

9. انس گرفتن حساب نشده (وبدون كنترل) با مردم، شخصيت انسان را از بين ميبرد.

10. زماني بر مردم مي آيد، كه عافيت وآرامش، در آن زمان در ده بخش است: نه بخش آن در دوري از وردم(و گوشه گيري) است، و يك بخش آن سكوت است.


 

نوشته شده توسط معلم ریاضی در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 12:44 موضوع | لینک ثابت


بسم ا...الرحمن الرحیم


 

نوشته شده توسط معلم ریاضی در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 12:41 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط معلم ریاضی در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 12:40 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط معلم ریاضی در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 12:37 موضوع | لینک ثابت


زندگینامه دانشمندان ریاضی

 
img/daneshnameh_up/8/88//Biroony.jpg
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی از دانشمندان بزرگ ایران در علوم حکمت و اختر شناسی و ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشت، در سال 326 هچری قمری در حوالی خوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونی یعنی خارج خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعی در باره اصل و نسب و دوره کودکی بیرونی در دست نیست. نزد ابو نصر منصور علم آموخت در 17 سالگی از حلقه ای که نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهار رادرکاث رصد کند، و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج نماید چهار سال بعد برای اجرای یک رشته از این تشخیص ها نقشه هایی کشید و حلقه ای به قطر 15 ذراع تهیه کرد. در 9 خرداد 376 بیرونی ماه گرفتگی(خسوفی)رادرکاث رصد کرد و قبلاٌ با ابوالوفا ترتیبی داده شده بود که او نیز در همان زمان همین رویداد را از بغداد رصد کن. اختلاف زمانی که از این طرق حاصل شد به آنان امکان داد که اختلاف طول جغرافیایی میان دو ایستگاه را حساب کنند وی همچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشک بخارایی به مکاتبات تندی در باره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت در دربار مامون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیم داشته چند سال هم در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر به سر برده، در حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت کرده، موقعی که سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از کشتن وی در گذشت و او را در سال 408 هجری با خود به غزنه برد در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حکما و علماء هند معاشرت کرد و زبان سانسکریت را آموخت ومواد لازمه برای تالیف کتاب خود موسوم به تحقیق ماللهند جمع‌آوری کرد.

بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیایی حدود 11 شهر هند را تعیین نمود خود بیرونی می نویسد که در زمانی که در قلعه نندنه به سر می برد، از کوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. نیز روشن است که او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است تعداد زیاد رصدهای ثبت شده ای که به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال 398 آغاز می شود و ماه گرفتگی روز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانی سال 400 بود.

بیرونی تالیفات بسیار در نجوم و هیات و منطق و حکمت دارد از جمله تالیفات او قانون مسعودی است در نجوم و جغرافیا که به نامه سلطان مسعود غزنوی نوشته، دیگر کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومی که در حدود سال 390 هجری به نام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تالیف کرده این کتاب را مستشرق معروف آلمانی زاخائو در سال 1878 میلادی دررلیپزیک ترجمه وچاپ کرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. دیگر کتاب ماللهند من مقوله فی العقل اومر ذوله در باره علوم و عقاید و آداب هندیها که آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه کرده و در لندن چاپ شده است دیگر التفهیم فی اوائل صناعه التنجیم در علم هیات و نجوم و هندسه. بیرونی هنگامی که شصت و سه ساله بود کتابنامه ای از آثار محمد بن زکریای رازی پزشک تهیه نمود و فهرستی از آثار خود را ضمیمه آن کرد این فهرست به 113 عنوان سر می زند که بعضی از آنها بر حسب موضوع گه گاه با اشاره کوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست کم 14 سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز کار می کرد به علاوه 7 اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگری هم نام برده شده است. تقریباٌ‌ چهار پنجم آثار او از بین رفته اند بی آن که امیدی به بازیافت آنها باشد از آنچه بر جای مانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است. علایق بیرونی بسیار گسترده و ژرف بود و او تقریباٌ‌ در همه شعبه های علومی که در زمان وی شناخته شده بودند سخت کار می کرد وی از فلسفه و رشته های نظری نیز بی اطلاع نبود اما گرایش او به شدت به سوی مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و در انسان معطوف بود در داخل خود علوم نیز بیشتر جذب آن رشته هایی می شد که در آن زمان به تحلیل ریاضی درآمدند. در کانی شناسی، داروشناسی و زبان شناسی یعنی در رشته هایی که در آنها اعداد نقش چندانی نداشتند نیز کارهایی جدی انجام داد اما در حدود نیمی از کل محصولات کار او در اختر شناسی، اختر بینی و رشته های مربوط به آنها بود که علوم دقیقه به تمام معنی آن روزگاران به شمار می رفتند ریاضیات به سهم خود در مرتبه بعدی جای می گرفت اما آن هم همواره ریاضیات کاربسته بود از آثار دیگر بیرونی که هنوز هم در دسترس هستند و می توان اینها را نام برد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها، سایه ها، وترها، پاتنجلی، قره الزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه، بیرونی در باره حرکت وضعی زمین و قوه جاذبه آن دلالیل علمی آورده است و می گویند وقتی کتاب قانون مسعودی را تصنیف کرد سلطان پیلواری سیم برای او جایزه فرستاد ابوریحان آن مال را پس فرستاد وگفت: من از آن بی نیازم زیرا عمری به قناعت گذرانیده ام و ترک آن سزاوار نیست.

نظر پردازی، نقش کوچکی در تفکر او ایفا می کرد وی بر بهترین نظریه های علمی زمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت.
همچنین ببینید:

 


طبقه بندی جاری: علوم>رياضي>دانشمندان رياضي (

خواجه نصیرالدین طوسی

img/daneshnameh_up/6/60//Toosi_khajeh.jpg 

محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی در تاریخ 15 جمادی الاول 598 هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران کودکی جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شدو از دانشمندان معروف زمان خود گردید طوسی یکی از سرشناس ترین و با نفوذترین چهره های تاریخ فکری اسلامی است علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت طبیعی را نزد خالویش بابا افضل ایوبی کاشانی آموخت تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت خواجه نصیرالدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه ای و گروهی او را عقل حادی عشر(یازدهم) نام نهاده اند. علامه حلی که یکی از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی می باشد در باره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیرالدین طوسی افضل عصر ما بود واز علوم عقیله و نقلیه مصنفات بسیار داشت او اشراف کسانی است که ما آنها را درک کرده ایم. خدا نورانی کند ضریح او را. در خدمت او الهیات، شفای ابن سینا و تذکره ای در هیات را که از تالیفات خود آن بزرگوار است قرائت کردم. پس او را اجل مختوم دریافت و خدای روح او را مقدس کناد نصیرالدین زمانی پیش از سال 611 در مقال پیشروی مغولان به یکی از قلعه های ناصرالدین محتشم فرمانروای اسماعیلی پناه برد این کار به وی امکان داد که برخی از آثار مهم اخلاقی، منطقی، فلسفی و ریاضی خود از جمله مشهورترین کتابش اخلاق ناصری را به رشته تحریر درآورد وقتی که هولاکو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال 635 پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد که رصدخانه بزرگی در مراغه ایجاد کند که شروع آن از سال 638 بود برای کمک به رصدخانه][ علاوه بر کمکهای مالی دولت اوقاف سراسر کشور نیز در اختیار خواجه گذاره شده بود که از عشر«یک دهم» آن جهت امر ««رصدخانه و خرید وسایل و اسباب و آلات و کتب استفاده می نمود در نزدیکی رصدخانه کتابخانه بزرگی ساخته شده بود که حدود 400000 جلد کتب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرارداده بود که از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند در جوار رصدخانه یک سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجویان. این کارها مدت 13 سال به طول انجامید تا اینکه ایلخان هولاکوی مغول در سال 663 درگذشت. لیکن خواجه تا آخرین دقایق عمر خود اجازه نداد که خللی در کار آنجا رخ دهد و کوشش بسیار نمود که آن رصدخانه و کتابخانه از بین نرود.

قسمت اعظم 150 رساله و نامه های طوسی به زبان عربی نوشته شده است. وسعت معلومات و نفوذ او با ابن سینا قابل قیاس است جز آن که ابن سینا پزشک بهتری بود و طوسی ریاضیدان برتری، از 5 کتابی که در زمینه منطق نوشته شده است اساس الاقتباس از همه مهمتر است در ریاضیات تحریرهایی بر آثار آوتولوکوس، آرستارخوس، اقلیدس، آپولونیوس، ارشمیدس، هوپسیکلس، تئودوسیوس منلائوس و بطلمیوس نوشت از جمله مهمترین آثار اصیل اصیل وی در حساب هندسه و مثلثات جوامع الحساب بالتخت و التراب، رساله الشافیه و اثر معروفش کتاب شکل القطاع است که به نوشته های رگیومونتانوس اثر گذارده است معروفترین آثار نجومی وی زیج ایلخانی که در سال 650 نوشته شده می باشد و همچنین تذکره فی علم الهیئه است کتاب تنسوق نامه و کتابهایی در زمینه اختر بینی نیز نوشته است احتمالاٌ برجسته ترین کار طوسی در ریاضیات در زمینه مثلثات بوده است در کشف القناع عن اسرار شکل القطاع، وی نخستین کسی بود که مثلثات را بدون توسل به قضیه منلائوس یا نجوم توسعه بخشید و هم او بود که برای نخستین بار قضیه جیوب را که رویداد برجسته ای در تاریخ ریاضیات است به روشنی بیان کرد. در نجوم تذکره فی علم الهیئه وی شاید کامل ترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حرکت سیارات است که در نجوم قرون وسطی نوشته شده است این کتاب به احتمال زیاد از راه نوشته های منجمان بیزانسی به کوپرنیک اثر گذاشته است و همراه با کار شاگردان طوسی متضمن تمام تازه های نجوم کوپرنیکی است به استثنای فرضیه خورشید مرکزی آن. خواجه نصیرالدین با اینکه سروکارش بیشتر در سیاست و اجتماع بوده روشن ترین راه را که برای رسیدن به جهان جاودانی نشان می دهد دیانت است. اگر چه در تمام نوشته های خود دم از استقلال و معرفت می زند اما آشکارا می گوید دانش تنها از ایمان و دین حاصل می شود و حقیقت دانش را دین می داند که تسلی بخش جانها و روان بخش کالبدهای افسرده است. طوسی بیشتر به عنوان منجم معروف است و رصدخانه وی یک مؤسسه علمی در تاریخ علم به شمار می رود کتاب تنسوق نامه او از لحاظ موضوع فقط در مقایسه با مشابهش یعنی کتاب بیرونی(کتاب الجماهر فی معرفت الجوهر) در درجه دوم اهمیت قرار دارد طوسی یکی از پیشروترین فلسفه اسلامی است که تعلیمات مشایی ابن سینا را پس از آن که در طول دو سده در محاق کلام قرار گرفته بودند احیاء کرد او مظهر نخستین مرحله ترکیب تدریجی مکتب های مشایی و اشراقی استاخلاق ناصری وی رایجترین کتاب اخلاقی بین مسلمانان هند و ایران بوده است.

تجرید العقاید او در کلام مبنای الهیات اصولی شیعه دوازده امامی است. طوسی احتمالاٌ‌ بیش از هر فرد دیگر مایه احیای علوم اسلامی بوده است گروهی خواجه را برهم زننده وحدت دو ملت عربی و اسلامی می پندارند ومی گویند به دست او وحدت عربی در آن زمان پاشیده شد. در حقیقت خواجه در این باب گناهی نداشت و اگر لیاقت خواجه پس از آن همه خونریزی به داد مسلمانان نرسیده بود جهان اسلامی امروز چه وضعیتی داشت؟ در سال 672 هجری قمری خواجه نصیرالدین طوسی با جمعی از شاگردان خود به بغداد رفت که بقایای کتابهای تاراج رفته را جمع آوری و به مراغه بازگرداند اما اجل مهلتش نداد و در تاریخ 18 ذی الحجه سال 672 هجری قمری در کاظمین نزدیک بغداد دار فانی را وداع گفت خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مقول درخشید و در هر شهری که پا گذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخت و در آن دوره تاریک وجود چنین دانشمندی مایه اعجاب واعجاز بود.

خوارزمی

img/daneshnameh_up/4/40//Khwarazmi.jpg

خوارزمی ابو جعفر محمد بن موسی از دانشمندان بزرگ ریاضی و نجوم می باشد از زندگی خوارزمی چندان ا طلاع قابل اعتمادی در دست نیست الا اینکه وی در حدود سال 780 میلادی در خوارزم(خیوه کنونی) متولد شد شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات مخصوصاٌ‌ در رشته جبر انجام داده به طوری که هیچیک از ریاضیدانان قرون وسطی مانند وی در فکر ریاضی تاثیر نداشته اند اجداد خوارزمی احتمالاٌ اهل خوارزم بودند ولی خودش احتمالاٌ از قطر بولی ناحیه ای نزدیک بغداد بود. به هنگام خلافت ماموی عضو دارالحکمه که مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مامون بود، گردید خوارزمی کارهای دیونانتوس را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت خود نیز کتابی در این رشته نوشت.

الجبر و المقابله که به مامون تقدیم شده کتابی است در باره ریاضیات مقدماتی و شاید نخستین کتاب جبری باشد که به عربی نوشته شده است دانش پژوهان بر سر این که چه مقدار از محتوای کتاب از منابع یونانی و هندی و عبری گرفته شده است اختلاف نظر دارند معمولاٌ در حل معادلات دو عمل معمول است خوارزمی این دو را تنقیح و تدوین کرد و از این راه به واردساختن جبر به مرحله علمی کمک شایانی انجام داد اثر ریاضی دیگری که چندی پس از جبر نوشته شد رساله ای است مقدماتی در حساب که ارقام هندی(یا به غلط ارقام عربی) در آن به کار رفته بود و نخستین کتابی بود که نظام ارزش مکانی را(که آن نیز از هند بود) به نحوی اصولی و منظم شرح می داد اثر دیگری که به مامون تقدیم شد زیج السند هند بود مه نخستین اثر اختر شناسی عربی است که به صورت کامل بر جای مانده و شکل جداول آن از جداول بطلمیوس تاثیر پذیرفته است. کتاب صورت الارض که اثری است در زمینه جغرافیا اندک زمانی بعد از سال 195 – 196 نوشته شده است و تقریباٌ فهرست طولها و عرضهای همه شهرهای بزرگ و اماکن را شامل می شود این اثر که احتمالاٌ‌ مبتنی بر نقشه جهان نمای مامون است(که شاید خود خوارزمی هم در تهیه آن کار کرده بوده باشد)، به نوبه خود مبتنی بر جغرافیای بطلمیوسی بود این کتاب از بهضی جهات دقیق تر از اثر بطلمیوس بود خاصه در قلمرو اسلام. تنها اثر دیگری که بر جای مانده است رساله کوتاهی است در باره تقویم یهود. خوارزمی دو کتاب نیز در باره اسطرلاب نوشت آثار علمی خوارزمی از حیث تعداد کم ولی از نفوذ بی بدیل برخوردارند زیرا که مدخلی بر علوم یونانی و هندی فراهم آورده اند بخشی از جبر دوبار در قرن ششم / دوازدهم به لاتینی ترجمه شد و نفوذی عمده بر جبر قرون وسطایی داشت رساله خوارزمی در باره ارقام هندی پس از آنکه در قرن دوازدهم به لاتینی ترجمه و منتشر شد بزرگترین تاثیر را بخشید نام خوارزمی مترادف شد با هر کتابی که در باره حساب جدید نوشته می شد(و از اینجا است اصطلاح جدید))الگوریتم)) به معنی قاعده محاسبه کتاب جبر و مقابله خوارزمی که به عنوان الجبرا به لاتینی ترجمه گردید باعث شد که همین کلمه در زبانهای اروپایی به معنای جبر به کار رود نام خوارزمی هم در ترجمه به جای الخوارزمی به صورت الگوریتمی تصنیف گردید و الفاظ آلگوریسم و نظایر آنها در زبانهای اروپایی که به معنی فن محاسبه ارقام یا علامات دیگر است مشتق از آن می باشد.

ارقام هندی که به غلط ارقام عربی نامیده می شود از طریق آثار فیبوناتچی به اروپا وارد گردید همین ارقام انقلابی در ریاپیات به وجود آورد و هر گونه اعمال محاسباتی را مقدور ساخت باری کتاب جبر خوارزمی قرنها در اروپا ماخذ و مرجع دانشمندان و محققین بوده و یوهانس هیسپالنسیس و گراردوس کرموننسیس و رابرت چستری در قرن دوازدهم هر یک از آن را به زبان لاتینی ترجمه کردند نفوذ کتاب زیج السند چندان زیاد نبود اما نخستین اثر از این گونه بود که به صورت ترجمه لاتینی به همت آدلاردباثی در قرن دوازدهم به غرب رسید جداول طلیطلی(تولدویی) یکجا قرار گرفتند و به توسط ژرار کرمونایی در اواخر قرن یازدهم به لاتینی ترجمه شدند، از مقبولیت گستره تری در غرب برخوردار شدند و دست کم یکصد سال بسیار متداول بودند از کارهای دیگر خوارزمی تهیه اطلسی از نقشه آسمان و زمین و همچنین اصلاح نقشه های جغرافیایی بطلمیوس بود جغرافیای وی تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند، دیگر از کتب مهم خوارزمی کتاب مفاتیح العلوم است که کتاب مهم و ارزنده ای است خوارزمی در حدود سال 848 میلادی مطابق با 232 هجری قمری در گذشت.

 


 

نوشته شده توسط معلم ریاضی در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 12:32 موضوع | لینک ثابت


جهان ریاضی

 

قبل از شروع بحث لازم می دانم یادآوری کنم که تمام هم وغم  من در این سخنرانی صرفا باز کردن یک حوزه جدید است که دوستان علاقمند همت کنند و روی آن متمرکز شوند تا این راه باز شود و انشاءالله در آینده بتوانیم مردم شناسی را تخصصی تر کنیم ، دیگر مردم شناسی عمومی کافی است.

در بحث انسان شناسی ریاضی دو گروه کار کرده اند :آلمانی ها و آنگلوساکسون ها که گروه دوم بیشتر بر "تاریخ ریاضی" تاکید داشته اند.آنها معتقدند چون ریاضی به شدت انتزاعی است پس ارائه تاریخ آن در روند آموزش بسیار مهم است،تمام بحث این افراد  نیز خارج کردن ریاضی از حالت انتزاعی و تبدیل آن به حالت حسی است.مثلا آنگلوساکسون ها معتقدند در بحث آموزش هم  به جای آنکه معلم بیاید و بدون مقدمه فرمول را برای بچه ها بنویسد باید روند رسیدن به آن و رابطه اش با واقعیت را توضیح دهد و بگوید که روند شکل گیری فرمول در ذهن فلان کس چگونه بوده است اینگونه فرمول برای فرد، قابل حس می گردد.ریاضی یک زبان است و اینکه بچه های ما در درک ان اشکال دارند به دلیل نفهمیدن استعارات و عدم قابلیت تطابق ذهنی است.اگر بچه های ما می فهمیدند "معادله" یعنی "ترازو" و می توانستند مفاهیم این زبان را اینگونه تجسم کنند ریاضی برای انها بسیار شیرین تر می شد.اصلا خود کلاس های ریاضی ،معلمان و روش های تدریس آنها،موضوع خوبی برای پژوهش انسان شناسی است.آیا انشتین با معادلات ریاضی به قانون "نسبیت" رسید یا با معادلات شهودی؟بررسی ها نشان می دهد که یک ریاضی دان با شهود و تخیل به مسئله ای می رسد و بعد آن را به صورت انتزاعی درمی آورد.نمونه بارز این مسئله زندگی "جان نش" است که در حالت اسکیزوفرنی به ریاضیاتش رسید و از قضا همین چند وقت پیش نیز تلویزیون فیلم ان را نشان داد.بنابراین دانستن تاریخ ریاضی،راه ورود به ریاضیات است و اگر ریاضی در کشوری قوی نشود امور به سامان نمی گردد چرا که تمدن ها نیز از ریاضی به دست می آیند.در همین راستا چند سال پیش خانمی به ایران آمده بود و روی نسخه های ریاضی ما کار می کرد.او می خواست "فرهنگ ریاضی" قرن سوم هجری ایران را به دست اورد و بفهمد که چه عوامل اجتماعی و سیاسی ای باعث شده که ریاضیات در ان قرن در ایران رشد کند و آیا احتمال دارد که ریاضی در ایران دوباره اوج بگیرد؟ریاضی یک سیستم نشانه شناسی مانند زبان است که در ان نوعی شباهت بین معنی و خود نشانه وجود دارد،مثلا نشانه عدد 3 در فارسی،انگلیسی و... سه دنده دارد،یک و دو نیز به همین صورت؛ولی برخلاف زبان که رابط بین انسان هاست ریاضی،زبان گفتگوی انسان و طبیعت است.همیشه تفسیر ما از طبیعت، بر ریاضی مان تاثیر داشته است،پس برای شناخت ریاضی ما باید جهان پدیداری ما را نیز شناخت و به دلیل آنکه طبیعت و جهان پدیداری ها در نزد اقوام متفاوتند پس ریاضی آنها نیز متفاوت است.بنابراین اگر بخواهیم ریاضی ایران را عوض کنیم جهان پدیداری ایرانی نیز باید تغغیر کند.رابطه ای بین ریاضی و فلسفه هم وجود دارد.صفر،همان عدم است و یک،وجود.مثبت،خداست و منفی شیطان.بی نهایت همان واجب الوجود است وبین صفر و یک اعداد بسیاری هستند و این اعداد ما هستیم،ما ممکن الوجودها.می بینیم که فلسفه همان مفاهیم ریاضی را دارد.به طور مثال کتاب های بوعلی سینا هر دوی اینها را در کنار هم دارند.ما با جهان پدیداری هایمان زندگی می کنیم و ریاضی اگر جهان پدیداری های ما را نسازد در کشور رشد نخواهد کرد.ما باید با ریاضی زندگی کنیم همان طور که با فلسفه زندگی می کنیم.اگر خوب توجه کنید می بینید که مثلثات،علمی است که در جهان اسلامی به وجود می اید،چرا؟به دلیل انکه مسمانان باید نماز بخوانند و برای نماز باید قبله را در معماری هایشان مد نظر قرار دهند.اینجاست که نیاز به مثلثات احساس می شود.عرب ها از آن جایی که قدرت تفکر انتزاعی ندارند در ریاضیاتشان اعداد منفی وجود نداشته است و برای فهم مطالب ریاضی از چوب خط استفاده می کرده اند.مثال دیگر، تمدن غربی است که دارد حالت کلان خود را از دست می دهد و همین مشکل امروز غرب است.ریاضی غرب هم امروز دارد ریزتر و ریزتر می شود،آن قدر که روی صفر و یک بحث می کند و از دل ان "کامپیوتر" درمی آید و بعد انواع و اقسام ابزارهای دیجیتالی.برای همین است که ما می گوییم "معرفت شناسی ریاضی" مبحث بسیار مهمی است.ما باید در ریاضی،فرهنگ شناسی انجام دهیم و بهترین راه این کار نیز بازگشت و نگاه به گذشته است. شیخ بهایی یک عارف  است و در سیستمی کار می کند که شعر و سی و سه پل و جن گیری و همه چیز را درکنار هم دارد.چه سیستمی در ذهن شیخ بهایی و آدم های زمان او بوده است؟ما باید به این سوال پاسخ دهیم."مدرنیسم" دوران کمیت است و برای همین همه چیز را "خطی" می کند چرا که همه کمیت ها خطی هستند.در چنین فضایی "خط" در نقاشی های ما زیاد می شود و حتی در معماری مان.تمام پنجره ها،درها همه خطی می شوند هیچ انحنایی وجود ندارد.جهان بینی مدرنیسم،تعینی است،دنبال فرمول،کمیت و برد خطی است؛اما در "پست مدرنیسم" ما دوباره داریم به سمت "انحناء" بازمی گردیم،خانه ها،ماشین ها و ابزارهای مدرن را نگاه کنید.جهان دارد عرفانی می شود،دارد از تعین مدرنیستی خارج می شود و انحناء به زندگی ما بازمی گردد.انحناء با تصوف زاده می شود.حتی تخت جمشید،"خطی" است،به تدریج ما به سمت انحناء پیش می رویم و اوج آن نیز دوران صفویه است.در این مسیر،در معماری ما هم یک انقلاب رخ می دهد و ما در دوره سلجوقیان به شدت غیر متعین می شویم.مثال دیگر "پول" است.پدیده ای که مختص جهان متعین فقهی است.حال "اعتبار" دارد جای ان را می گیرد که مفهومی غیر متعین است.سینما را هم اگر نگاه کنید به همین نتیجه می رسید.در سینما این روزها با فیلم های بسیاری مواجهیم که در آن افراد می خواهند از زمان مادی و تک خطی و کوتاه خود خارج شوند،همین است که ما تخیلی به اسم ماشین زمان را می بینیم و یا آدم های فضایی را.این نشان دهنده ان است که مفهوم زمان و مکان در دنیا دارد عوض می شود.اگر زمان عوض شود،مفهوم حرکت هم تغییر می کند و به دنبال آن ریاضی نیز به عنوان علم تفسیر حرکت،تغییر خواهد کرد.اگر مطلع باشید کل بحث ریاضی امسال نیز که جوایز جهانی را به خود اختصاص داد نظریه "بازی" بود.امروزه حتی در اقتصاد نیز ریاضی یک مفهوم تک خطی و متعین نیست،نوعی بازی است.اقتصاد و ریاضی نیز به شدت غیرمتعین شده اند و دوران قوانین ثابت دیگر گذشته است.

در اینجا به عنوان نتیجه گیری بحث می توانیم فرمول ریاضی زیر را ارائه دهیم :

دین : جهان پدیداری : فرهنگ : ریاضی : تمدن

یعنی دین ها جهان پدیداری ها را می سازند و آنها فرهنگ ها را.فرهنگ ها نیز ریاضیات خاص خود را به وجود می آورند و تمدن از دل این ریاضی خارج می شود.

در پایان باز تکرار می کنم که امروز،زمان و مکان ها متفاوتند و برای همین، جهان پدیداری ها و فرهنگ ها هم متفاوتند،درنتیجه ما ریاضی های متفاوتی هم داریم و اگر مسئله ریاضی در کشور حل شود دیگر ایران سازی و تمدن سازی کار دشواری نخواهد بود

 


 

نوشته شده توسط معلم ریاضی در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 12:3 موضوع | لینک ثابت


شعرسهراب سپهری

مرگ رنگ

 رنگی کنار شب
 بی حرف مرده است
 مرغی سیاه آمده از راه های دور
می خواند از بلندی بام شب شکست
سرمست فتح آمده از راه
این مرغ غم پرست
 در این شکست رنگ
 از هم گسسته رشته ی هر آهنگ
تنها صدای مرغک بی بک
گوش سکوت ساده می آراید
با گوشوار پژوک
مرغ سیاه آمده از راههای دور
بنشسته روی بام بلند شب شکست
 چون سنگ ‚ بی تکان
لغزانده چشم را
 بر شکل های در هم پندارش
خوابی شگفت می دهد آزارش
 گلهای رنگ سرزده از خک های شب
در جاده ای عطر
پای نسیم مانده ز رفتار
 هر دم پی فریبی این مرغ غم پرست
نقشی کشد به یاری منقار
 بندی گسسته است
 خوابی شکسته است
رویای سرزمین
 افسانه شکفتن گلهای رنگ را
از یاد برده است
 بی حرف باید از خم این ره عبور کرد
 رنگی کنار این شب بی مرز مرده است 


 

دریا و مرد

تنها و روی ساحل
 مردی به راه می گذرد
نزدیک پای او
 دریا همه صدا
 شب ‚ گیج درتلاطم امواج
 باد هراس پیکر
رو میکند به ساحل و درچشم های مرد
نقش خطر را پر رنگ میکند
 انگار
 هی می زند که : مرد! کجا میروی کجا ؟
 و مرد می رود به ره خویش
 و باد سرگردان
هی می زند دوباره : کجا می روی؟
و مرد می رود و باد همچنان
امواج ‚ بی امان
 از راه می رسند
لبریز از غرور تهاجم
موجی پر از نهیب
ره می کشد به ساحل و می بلعد
یک سایه را که برده شب از پیکرش شکیب
 دریا همه صدا
شب گیج در تلاطم امواج
باد هراس پیکر
 رو میکند به ساحل و .....

دریا و مرد

تنها و روی ساحل
 مردی به راه می گذرد
نزدیک پای او
 دریا همه صدا
 شب ‚ گیج درتلاطم امواج
 باد هراس پیکر
رو میکند به ساحل و درچشم های مرد
نقش خطر را پر رنگ میکند
 انگار
 هی می زند که : مرد! کجا میروی کجا ؟
 و مرد می رود به ره خویش
 و باد سرگردان
هی می زند دوباره : کجا می روی؟
و مرد می رود و باد همچنان
امواج ‚ بی امان
 از راه می رسند
لبریز از غرور تهاجم
موجی پر از نهیب
ره می کشد به ساحل و می بلعد
یک سایه را که برده شب از پیکرش شکیب
 دریا همه صدا
شب گیج در تلاطم امواج
باد هراس پیکر
 رو میکند به ساحل و .....





 

نوشته شده توسط معلم ریاضی در یکشنبه هشتم آذر 1388 ساعت 15:48 موضوع | لینک ثابت



جدید ترین کد آهنگ ها Amir-b646